6,200 تومان

موجود

انواع انگشتانه عرضه در فروشگاه وحدت

مقایسه
دسته بند‌ی:

توضیحات

انگشتانه که با نام‌های انگشت‌دانه یا انگشت‌دونه هم شناخته می‌شود[۱] وسیله‌ای است که از آن برای خیاطی استفاده می‌کنند. انگشتانه ابزاری است از جنس فلز و سخت که آن را نوک انگشت گذاشته که مانع فرو رفتن سوزن حین خیاطی به انگشت شود.

نقل قول شده که انگشتانه از شکل کلاهخود سربازان جنگی ایران قبل از اسلام ایده گرفته شده بطوریکه کلاهخود سربازان از جنس فلز سخت بود و مانع ضربه خوردن به سر سربازان میشده.

انگشتانه قدمتی زیاد بین خیاط‌های ایران دارد بطوریکه تمام خیاط‌ها انگشتانه را بخوبی می‌شناسند و حداقل یکبار از آن استفاده کرده یا آن را دیده‌اند.

اقلام كوچك نشانه‌هايي هستند حاكي از سبك زندگي! طراح مد “كريستين لاكرويكس Christian Lacroix” سبك زندگي را توانايي افراد در زيبا و دلپذير ساختن زندگي‌شان توصيف مي‌كند. اين موضوع به خصوص در مورد اشياء كوچكي كه در زندگي روزمره به آن‌ها نيازمنديم، مصداق مي‌يابد، به‌ويژه زماني‌كه از مواد قيمتي ساخته شده و طراحي‌شان با عشق و علاقه وافري انجام گرفته باشد. انگشتانه و قوطي مخصوص انفيه‌دان و جانشينان آن، يعني جاسيگاري‌ها، نمونه‌هاي بارزي در اين زمينه به شمار مي‌آيند.

 

 

1-    انگلستان، حدود 1880، اثري مليله‌كاري شده از نقره. در اين زمان شيشه‌هاي عطر به ابزار خياطي تعلق داشت زيرا از اين دوران به بعد بود كه زنان خوش ذوق و زيبا ديگر جاذبه خود را از دست مي‌دادند.

2-    از چپ به راست: طلايي مزين به گارنت- استيل و مزين به ابزار زينتي طلا متعلق به 1900- نقره حاوي ميناكاري- صدف لاك‌پشت- هنر لاك الكل به سال 1900، آثار مزبور در ژاپن تكميل گرديدند، در حالي‌كه در ساخت آنان از طلاي 3 رنگ استفاده شده بود. شركت توليدي گابلر، بزرگ‌ترين توليدكننده انگشتانه در آلمان است.

 

عليرغم ناپديد شدن اين اشياء از صحنه عصر پرآشوب و جنجال كنوني كه در آن فرصت‌ها به سرعت از دست مي‌روند، مي‌توان شاهد دقت و قدرت تخيل هنرمنداني بود كه سعي دارند در قالب طرح‌هاي مختلف، انگشتانه را به عنوان ابزاري كه كاركردي روزانه دارد، عرضه نمايند. به اين علت است كه امروزه انگشتانه‌ها در زمره‌ي اقلام مورد توجه كلكسيونرهاي مشتاق قرار گرفته‌اند. اشياء مذكور به صورت نقره يا طلا موجود بوده و با مرجان و ميناكاري مرصع گرديده‌اند، همچنان‌كه نمونه‌هايي نيز مزين به مرواريد، فيروزه و حتي گنبدي ساخته شده از عقيق، كريستال كوهي، سنگ ماه با آماتيست مشاهده مي‌شوند. حتي انگشتانه‌هايي را مي‌توان يافت كه در ساخت آنان چيني به‌كار رفته است. “مي‌بن Mei Ben ” از جمله توليدكنندگان اين نوع انگشتانه مي‌باشد. عاج، شاخ حيوانات، صدف، لاك‌پشت، استخوان، چرم و چوب از جمله ديگر موادي هستند كه در توليد انگشتانه كاربرد دارند.

تا زماني‌كه با دست، خياطي يا رفوگري نماييم و براي آن‌كه به نوك حساس انگشت‌هايمان آسيبي وارد نشود، به اين ابزار نيازمنديم.

ساخت انگشتانه از اوايل دوران سنگي، حدود 000/30 سال پيش آغاز شد، زماني‌كه شكارچيان از استخوان‌هاي بلند براي دوختن مرواريدهايي كه از عاج ماموت ساخته شده بودند تا چرم، استفاده مي‌كردند. نمونه‌اي از يك انگشتانه كه در قسمت گنبدي شكل، سرپوشي ندارد، مشابه آنچه در نزد خياطان كنوني كاربرد دارد در “هركولانين Herculaneum” يافت گرديده است.

رومي‌ها انگشتانه‌هاي برنزي را با خود به مناطق آلپ‌نشين و شمالي بردند و سبب رواج آن در اين نواحي گرديدند. در هر حال، به علت آن‌كه در ساخت انگشتانه بيشتر از فلز مس استفاده مي‌گرديد، رنگ آن جذب دست يا پارچه مي‌شد و اثري از خود بر جاي مي‌گذاشت.

 

1-    انگشتانه‌اي چيني كه با دست نقاشي شده اثري از “مي‌بن MeiBen”، 1740

2-    ابزار خياطي در قالبي از تخم اردك قرار گرفته است كه شامل: انگشتانه، قيچي، شيشه عطر، سوزن، كتابي كوچك و قلم، تكه‌اي از كاموا مي‌گردد.

 

“ثوروالد گريف Thorvald Greif” مؤسس تنها موزه انگشتانه جهان، در “كرگ لينگن Creg Lingen‌” معتقد است، سازندگان مس در “كالوگني Cologne” به سرعت در قرن پانزدهم به اين صنعت رونق بخشيدند سپس آنان نوع خاصي از خاك را به مس مايع افزودند و به‌طور غيرمنتظره‌اي فلز برنج را كشف كردند. با اين وجود، شهروندان به جاي قدرداني از آنان، سازندگان زردپوش را طرد كردند زيرا روشي كه در توليد به كار مي‌بردند سبب آلودگي هوا مي‌گرديد.

همكاران صنعتگران مزبور در نورمبرگ، از مهارت بيشتري در كار خود برخوردار بودند. سرانجام “پاراسلسوس Paracelsus” كه مدتي با سازنده‌ي انگشتانه زندگي كرده بود دريافت كه فلز “روي” در ساخت “برنج” نقش موثري ايفا مي‌كند. به اين طريق با كشف خود به شهرتي چشمگير دست يافت و راه براي توليد برنج خالص هموار گرديد. به‌ زودي تمامي مناطق جهان، مشتري انگشتانه‌هايي شدند كه در نورمبرگ توليد مي‌گرديد ولي اين شهر به منظور حفظ انحصار توليد قانون خروج سازندگان، انگشتانه را كه اكنون به حرفه‌اي تبديل گرديده بود و شاگردان، مهاجران و اساتيد اين فن، رونق بخش آن محسوب مي‌شدند، تحريم نمود. به اين طريق از رفتن آنان به مناطق ديگر ممانعت به عمل آورد.

هنرمندان “نورمبرگ” علاوه بر تزيينات زيبا، انگشتانه‌ها را با ضرب‌المثل‌هاي جالبي كه اغلب ميان خياطان رايج بود، زينت مي‌بخشيدند از جمله: “هيچ دزدي نمي‌تواند عشق و شانس شما را بدزدد.”

در هر حال مدت 200 سال اوضاع به همين منوال گذشت، اما بعدها، جاسوسان و آدم ربايان به تحريك “ماريا ترزا Maria Theresia” توانستند به راز فلز “برنج” پي برده و آن را در اختيار “وين” (پايتخت اتريش) قرار دهند اما اين حكايت كه طلاساز هلندي “نيكلاس وان بن‌شوتن Niclas Van Benschoten” انگشتانه طلايي را اختراع نموده است، افسانه‌اي بيش نيست و واقعيت ندارد زيرا طلاسازان فرانسوي مدت‌ها قبل به كار توليد انگشتانه‌هاي طلايي مزين به نشان و آرم براي مشتريان خود كه اشراف‌زادگان بودند، اشتغال داشتند.

در سال 1583 انگشتانه‌اي حاوي سنگ‌هاي قيمتي و بند كوچك چرمي كه پس از اتمام كار توسط آن جمع شده و كنار گذاشته مي‌شد، براي ملكه “ناوارا Navarra‌” ساخته شد. در قرن 19 شاهد اين نمونه در اشكالي همچون: تخم‌مرغ، ابزار شكستن تخم‌مرغ، كفش‌هاي شيشه‌اي يا جعبه‌هاي ساخته شده از نقره، صدف لاك‌پشت يا بطري‌هاي ساخته شده از چوب هستيد.

 

طرح‌هاي مذكور به علت مفيد بودنشان در هنگام رفوگري، از شهرت خاصي برخوردار بودند. در آغاز قرن 19، نقره‌‌سازي به نام “فردريك- جرج گابلر Friedrich- Georg-Gabler” وارد حرفه توليد انگشتانه شد و به مدت 6 سال در اين زمينه تجربه كسب نمود تا اين‌كه موفق شد به كمك برادرش، شهر “شون‌دورف” را تبديل به بزرگ‌ترين و مهمترين مركز توليد انگشتانه نمايد. آن‌ها بيش از 4000 انگشتانه در قالب 18 سايز توليد نمودند و به سرعت 7 الي 8 ميليون عدد از آن آماده گرديد. هر ماه نيز يك واگن پر از انگشتانه عازم مقصد اصلي يعني روسيه مي‌شد.

در انگلستان و فرانسه نيز سنت جمع‌آوري انگشتانه‌هاي تاريخي رايج بود اما در آلمان اين اقدام كمتر متداول به نظر مي‌رسيد. دلايل متعددي بر كيفيت كلكسيون‌ها تاثير مي‌گذارد كه مي‌تواند شامل مضامين، مواد به‌كار رفته و يا حتي كشورها باشد.

1-    انفيه‌دان طلا و جواهرنشان، متعلق به فردريك كبير كه سال 1792 بر روي آن حك شده است.

2-    جاسيگاري “آرت‌دكو Art Deco” مزين به عقيق، ميناكاري و الماس اثري از “بوچرون”

3-    جاسيگاري آرت‌دكو از كهربا، مزين به لاجورد، الماس و امضاي “لاكلوچي Lacloche”.

گرايش زنان به انگشتانه‌هايي كه به خوبي طراحي شده‌اند را مي‌توان هم‌طراز با علاقه مردان به انفيه‌دان‌ها و جاسيگاري‌هايي بسيار زينتي، قلمداد نمود. در سال 1858 زماني كه “كنت هلموث مولتكي Helmuth Molthe” به نمايندگي از شاهزاده فردريك ويلهلم، 6 نفر از مقامات مشهور را در لندن ملاقات كرد، به هر يك از اين افراد جعبه‌هايي گران‌بها اهدا نمود كه در ساخت‌شان استادي و مهارت بسيار به كار رفته بود، اين واقعه در واقع آخرين دوراني در تاريخ اروپا محسوب مي‌شود كه اهداي قوطي‌هاي كوچك جواهرنشان به عنوان نوعي پاداش سنتي ملي محسوب مي‌گرديد. مدال و نشان‌هاي افتخاري نيز از جمله اختراعات ديگر اين دوران به‌شمار مي‌آيند كه توليد آنان نيازي به استخدام هنرمندان برگزيده نداشت و هزينه ساخت‌شان نيز بسيار كمتر بود. به تدريج قوطي‌هاي گران‌بها، سمبل جايگاه فرد در جامعه و يكي از اقلام تشكيل دهنده كلكسيون‌ها از اواخر قرن هفدهم به بعد، از ارزش ويژه‌اي برخوردار گرديدند و مورد توجه قرار گرفتند.

عادت استفاده از انفيه‌دان در اين زمان به اوج خود رسيد و اشراف زادگان متمول دستور ساخت قوطي‌ها و جعبه‌هايي را مي‌دادند كه به طرز هنرمندانه‌اي تهيه مي‌شدند و در ضمن حاوي بخشي نيز ويژه‌ي ذخيره‌ي انفيه و در اصطلاح “تاباتيري Tabatiere” بودند.

پاريس در آن دوران قدرت اصلي در صحنه توليد به‌شمار مي‌آمد اگرچه “لودويگ چهارم Ludwig IV” مخالف انفيه‌دان بود و هيچكس در دربار جرأت استفاده از آن را در حضور وي نداشت لذا اين امر شايد يكي از دلايلي باشد كه قوطي‌هاي طلايي به طرز هنرمندانه‌اي با مينياتورهايي از پادشاه يا بانوان محترم و مشهور تزيين مي‌گرديدند تا به اين طريق ماهيت آنان مخفي بماند.

در سال 1700 دستور داده شد تا تغييري در كيفيت محصول ايجاد شود. در اين زمان در فرانسه اين امكان وجود نداشت تا در ساخت هر شيء بيش از 1 اونس طلا به‌كار رود، لذا انگشتانه‌هاي عصر مذكور مزين به سنگ‌هاي نيمه گران‌بها، صدف لاك پشت، عاج يا لاك الكل بودند.

به نظر مي‌رسيد آنچه در پاريس قيمتي است، در “درسدن Dresden” بسيار ارزان باشد. آگوست ملقب به “استرانگ Strong” به علت عشق وافري كه به هنر داشت بهترين طلاسازان و عاج‌كاران را فراخواند تا اين جواهرات كوچك را بسازند.

در اين زمان استفاده از جعبه‌هاي جواهرنشان همراه با زنجير براي نشان دادن موقعيت فرد، مرسوم بود. عصر “ركوكو Rococo”، دوران پيشرفت توليد اين قبيل جواهرات محسوب مي‌شود. هر فردي كه در جامعه از اعتباري برخوردار بود چنين جواهراتي را نيز تحت تملك داشت. گاهي اوقات ارزش توليد آنان، نجومي محاسبه مي‌شد و در اصل در زمره‌ي اشياء كلكسيونرهاي مشتاق قرار مي‌گرفتند.

محصولات برلن از اواخر دهه سوم قرن 18 مزين به سنگ‌هاي قيمتي و مينياتورهاي هنرمندانه بويژه توسط “نوبر Neuber” گرديدند.

انگلستان نيز در اين زمان شيفته اين قبيل قوطي‌ها بود همچنان‌كه طبقات بورژوا همانند اشراف‌زادگان علاقه وافري به اين‌گونه جواهرات داشتند. اين گرايش منجر به ساخت جعبه‌هايي گرديد كه در ساخت‌شان از نقره، صدف لاك‌پشت استفاده مي‌شد و با درب لاك الكل تزيين شده بودند. مشهورترين آنان توسط برادران مارتين در فرانسه و “جوهان هنريش استراب واسر” در آلمان توليد مي‌گرديد.

زماني‌كه اشراف‌زادگان، جعبه‌هايشان كه با مهارت بسياري ساخته مي‌شدند را كنار نهادند، اكثر مردم نيز نسبت به آنان بي‌علاقه شدند، در عوض ساعت‌هاي جيبي طلا و يا روكش شده با طلا، نماد ثروت و قدرت اقتصادي افراد گرديد.

همچنان‌كه سيگار‌هاي بزرگ و كوچك، انفيه‌دان‌ها را كنار زده و شهرت يافتند. با اين حال در 30 سال اول اواخر قرن، تصور اين موضوع دشوار بود كه مرد يا زني متشخص پاكتي از سيگار را از جيب درآورده و به كسي سيگار تعارف كنند، در واقع چنين رسمي متداول نبود. در عوض كمابيش جاسيگاري‌هايي كه به طرز زيبايي طراحي شده بودند در جيب سينه لباس، جاي داده مي‌شد.

“آرت نووا و آرت دكو” منبع الهام بخش بسياري از جواهرات و اقلامي محسوب مي‌شوند كه به طرز هنرمندانه‌اي ساخته شده‌اند. البته آن‌ها تنها از سنگ‌ها و فلزات قيمتي استفاده نمي‌كردند بلكه تركيبي از لاك‌الكل و صدف‌هاي تخم‌مرغي شكل كه ما آن را در آثار “جين دوناند Jean Duanand” مشاهده مي‌كنيم نيز در آثارشان ديده مي‌شود.

آثار دهه بيستم با طرح‌هايي مكعب مانند، سطوح و رنگ‌هاي ويژه خود، جاسيگاري‌ها را بسيار مدرن و جذاب جلوه مي‌داد. رنگ و درخشش حاصل از به‌كارگيري لاك‌الكل از شفافيت و جلاي خاصي برخوردار بود. صدف‌هاي تخم‌مرغي موجود بر روي سطوح درخشان، طرحي چشمگير را به نمايش مي‌گذاشتند. جاسيگاري‌هاي ميناكاري شده و نقش‌‌دار در مجموع بيانگر پيشرفت در ساخت توليداتي شگرف محسوب مي‌شدند.

آنان در سال 1910 در آلمان، گاهي اوقات در “فورزيهام Phorzheim” يا توسط “كارل لاستيگ Karl Lustig” اهل وين توليد مي‌شدند و زناني پوشيده، نيمه برهنه يا به‌طوركامل برهنه را در شرايطي دلپذير درحالي‌كه لباس از تن خارج مي‌كردند يا به عنوان برده در بازار در معرض فروش قرار مي‌گرفتند و يا توسط پزشك معاينه مي‌شدند را به تصوير مي‌كشيدند. اگرچه امروزه مشاهده چنين طرح‌هايي چندان تعجب‌آور نيست ولي در آن زمان اين موضوع شايعه شده بود كه بسياري از جاسيگاري‌ها درب ديگري نيز داشتند كه بر ارزش آنان بيش از پيش مي‌افزود.

1-    هديه خاندان سلطنتي فرانسه “ماري آنتوانت‌” به مادام كامپيان اعطاء نمود.

2-    قطعه‌اي تزييني از بيسمارك، صدر اعظم “رايش Reich” كه در ساخت آن از طلا، استفاده شده است و مزين به ميناكاري قرمز و طلايي، بدليجات برليان مانند مي‌باشد و تاجي از الماس به قسمت مركزي آن جلوه خاصي بخشيده است.

3-    جعبه‌اي از نقره كه “گاستاو ماهلر Gustav Mahler” به “آلما ماهلر Alma Mahler” در كريسمس 1902 اهدا نموده است، طرح مذكور به “كولومن موسر Koloman Moser” تعلق دارد.

 

هم اكنون اين قوطي‌ها با توجه به كاربردهاي مختلف‌شان بار ديگر الهام بخش هنرمندان معاصر به‌شمار مي‌آيند زيرا علاوه بر زنده ساختن هنر گذشته، ارزش هنري اين اقلام كوچك و مفيد بيش از پيش آشكار شده است.

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “انواع انگشتانه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *